دسته‌ها
آموزش

آموزش عکاسی (۱۰): عکاسی چهره (پرتره)

همه دوست دارند عکسی خوب از چهره‌شان داشته باشند، فکر نمی‌کنم کسی را پیدا کنید که بگوید یک عکس بد از چهره من بینداز! در این گفتار درباره شیوه‌های ثبت عکس‌هایی بهتر از چهره‌ صحبت خواهیم کرد.

عکاسی چهره که به عکاسی پرتره نیز شهرت دارد به سه دسته کلی تقسیم می‌شود:

  • عکاسی از صورت افراد که از بالای سر تا زیر گردن را در بر می‌گیرد.
  • عکاسی نیم تنه که از بالای سر شروع شده و تا بالای شکم و یا زیر زانو ادامه می‌یابد.
  • عکاسی تمام قد که از بالای سر تا پایین پا را در بر می‌گیرد.

اگر بخواهیم برای روزنامه و مجله خاصی عکاسی کنیم و تنها چهره‌ای از یک فرد مشهور که عموم مردم او را می‌شناسند داشته باشیم، این نوع عکاسی از چهره به دسته اول برمی‌گردد.

همچنین در عکس‌های آتلیه‌ای برای استفاده اداری از عکس‌ها و یا استفاده از آنها در آنهامدارک شناسایی.عکسی از تایگر وود، گلف باز معروف آمریکایی (عکس بالا) و یا عکسی از استیو جابز، طراح کامپیوترهای اپل و مدیر این کمپانی، که در پایین می‌بینید از این جمله هستند.

اما اگر چهره‌ای که در حال عکاسی از آن هستیم در حال استفاده از دست‌هایش است و حالت دست‌ها تحرک به عکس می‌بخشد، از نوع دوم کادربندی از چهره استفاده می‌کنیم. در عکس پایین یک عکس را به دو روش مختلف بریده‌ایم. عکس سمت چپ را از نیم تنه بریده‌ایم، به طوری که حالت دست‌ها، چوب گلف و چهره نشان‌دهنده حالت فردی است که از او عکاسی شده است؛ عکس نه تنها عکس‌العمل فرد را نشان می‌دهد بلکه به آن تحرک بخشیده است. اما درعکس سمت راست که برشی از عکس سمت چپ است، برش نامناسب گویایی عکس را از آن گرفته است.

و دسته سوم برای نشان دادن کامل فضاست. همین‌طور که در عکس پایین مشخص است بریدن این عکس به دو روش بالا باعث می‌شد که عکس نامفهوم باشد و درک درست این‌که سوژه داخل عکس ما در حال انجام چه کاری است برای مخاطب دشوار شود.

در هر سه نوع عکاسی پرتره باید به چندین نکته دقت کنیم. در عکاسی از موجودات زنده به خصوص انسان عکس را نباید از روی مفاصل اشخاص قطع کنیم، بلکه عکس باید از بالا و یا پایین تر از مفصل‌ها قطع شود. مورد دیگر فضای خالی بالای سر است که به آن «هد روم» گفته می‌شود. بیش از اندازه خالی گذاشتن بالای سر باعث انحراف چشم و نازیبا شدن عکس می‌شود و همچنین بریدن بالای سر، بدون در نظر گرفتن فضای خالی نیز به همین صورت باعث ایجاد به اصطلاح «خفگی» در عکس می‌شود.

نکاتی برای بهتر شدن عکس‌های چهره

اگر در جایی سر باز عکاسی می‌کنید و نور خورشید وجود دارد، بهترین زمان برای عکاسی از چهره زمانی است که نور با زاویه می‌تابد. اوایل صبح پس از طلوع و یا پیش از غروب آفتاب بهترین ساعت‌ها و زمانی که آفتاب مستقیم و بالای سر است به جهت ایجاد سایه در زیر چشم بدترین زمان برای عکاسی بدون استفاده از نورهای جانبی است.

اگر چهره‌ای که از او عکاسی می‌کنید از دوربین خجالت می‌کشد، یا با دوربین نا‌آشناست و یا به محض بالا آوردن دوربین چهره ی واقعی‌اش را تغییر می‌دهد، یکی از بهترین کارها برای برگرداندن چهره به حالت اول صحبت کردن با اشخاص است. دوربین را روی چشم‌تان بگذارید و شروع کنید به پرسیدن سوال‌های مختلف از سوژه‌تان. بگذارید در مورد هر چیزی که دوست دارد صحبت کند و در این میان رفته رفته حالت اولیه ترس از دوربین از بین می‌رود.

همان‌قدر که صحبت کردن با سوژه عکس را بهتر و طبیعی‌تر می‌کند، همان‌قدر زیاد به حرف گرفتن سوژه او را خسته و از حالت طبیعی‌اش خارج می‌کند.

اگر کسی که از او عکاسی می کنید چاق است، ارتفاع دوربین را بالا ببرید و از کمی بالاتر عکاسی کنید، اما نه خیلی زیاد! اگر صورت خال، جوش و یا … دارد و سوژه فکر می‌کند بدون آنها عکس‌اش بهتر ثبت می‌شود آن را در قسمت سایه و یا جایی که کمتر نور ببیند قرار دهید، اما اغراق نکنید. اگر لباسی روشن پوشیده است از پس‌زمینه‌ تاریک استفاده کنید تا او را پشت زمینه جدا کنید و برعکس اگر لباسی تیره دارد آن را مقابل پس‌زمینه‌ای روشن بگذارید.

استفاده از ابزاری که مربوط به شغل سوژه است باعث گویاتر شدن عکس می‌شود. نوازنده موسیقی با سازش، راننده با ماشین‌اش و …

گرفتن چند عکس پشت سر هم از سوژه‌ای که در حالت حرکت است (Continuous Shooting) باعث می‌شود که در نهایت بتوانید بهترین عکس را از میان آن‌ها انتخاب کنید. هرچند که باید عکاس خود را عادت بدهد که با کمترین تعداد عکس‌های ثبت شده، بهترین کار را خلق کند.

دسته‌ها
آموزش

آموزش عکاسی (۹): کادربندی و ترکیب‌بندی دوم

در این گفتار که بخش دوم کادربندی و ترکیب‌‌بندی است، راه‌های مختلف انتخاب زوایای دید را مورد بررسی قرار می‌دهیم. نکات مطرح شده در این دو گفتار، از مهم‌ترین بخش‌های عکاسی است.

زاویه دید

انتخاب زاویه دید در عکاسی شاید یکی از مهم‌ترین فاکتورهایی است که یک عکاس خوب را از عکاسی نه چندان خوب متمایز می‌کند و در کیفیت کار عکاس به‌طور چشمگیری تاثیرگذار است. در عصری که بسیاری از مردم به کمک دوربین‌های موبایل‌هایشان به این باور رسیده‌اند که عکاس شده‌اند، تنها جزئیاتی کوچک است که یک عکاس حرفه‌ای را از دیگران جدا می‌کند. یکی از این جزییات، پیدا کردن زاویه دید مناسب است.

به‌طور کلی زوایای دید در عکاسی به سه دسته تقسیم می‌شوند:

  1. زاویه دید از مقابل: زمانی که بخواهیم سوژه‌مان را بدون دست‌خوردگی از لحاظ بعد و حجم و اندازه به مخاطب نشان دهیم، از این روش استفاده می‌کنیم.
  2. زاویه دید از پایین: اگر در فیلم‌های پرحادثه دقت کرده باشید، معمولا بازیگر اصلی از زاویه پایین فیلم‌برداری می‌شود؛ با تصاویری که از پایین گرفته شده است. دقیقا همین کار در عکاسی باعث پرابهت و بزرگ نشان دادن سوژه می‌شود.
  3. زاویه دید از بالا: بر خلاف مورد قبل، عکاسی از بالا به کاستن از ابهت و کوچک نشان دادن سوژه منجر می‌شود.

زاویه دید از مقابل

زاویه دید از پائین

زاویه دید از بالا

نکته سوم مشکلی است که معمولا عکاس‌ها در هنگام عکاسی از کودکان با آن مواجه می شوند. برای عکاسی از کودکان بهتر است که زاویه نگاهمان را هم‌اندازه و هم‌سطح با آنها کنیم تا از ثبت عکس‌های نامطلوب جلوگیری کنیم.

استفاده از خطوط افقی، عمودی و مورب در عکس

استفاده از خطوط در عکس باعث عمق بخشیدن به عکس‌های ما می‌شود. از آنجا که چشم به طور ناخودآگاه خطوط هم شکل را دنبال می کند پس همین موضوع می‌تواند یکی از عوامل قدرت بخشیدن به یک عکس هم باشد. در عکس بالا خطوط مورب، چشم را به سمت مرکز عکس هدایت می‌کنند.

پیش‌زمینه و پس‌زمینه در عکس

ایجاد پس‌زمینه و یا پیش‌زمینه باعث عمق بخشیدن به عکس می‌شود که به زیبایی عکس نیز کمک می‌کند. همچنین با به‌کارگیری سوژه اصلی در پیش‌زمینه، می‌توانیم آن را نسبت به دیگر موضوعات و عناصر موجود در عکس برجسته‌تر کنیم. در عکس بالا با واضح قرار دادن سوژه در پیش‌زمینه و انتخاب پس‌زمینه ساده، آن را برجسته کرده‌ایم.

استفاده از جزییات برای نشان دادن کلیات

بعضی اوقات برای اینکه بخواهیم یک موضوع را نشان دهیم لازم نیست تمام آن را داخل کادر عکس بیاوریم. استفاده کردن قسمتی از آن موضوع می تواند بیانگر کل آن برای ما باشد. در واقع ما جزیی را به مخاطب نشان می‌دهیم تا بتواند مابقی عکس را خود تصویر کند؛ این جزء باید تداعی‌کننده کل در ذهن مخاطب باشد. در این عکس با نشان دادن دست‌ها و ساز فلوت، خود به خود نوازنده فلوت را برای بیننده ترسیم کرده‌ایم.

به موضوع نزدیک شوید

جمله‌ای مشهور از رابرت کاپا، عکاس جنگ نقل می‌شود که می‌گوید: «اگر عکس شما به اندازه کافی قوی نیست به خاطر آن است که به اندازه کافی به سوژه نزدیک نشده‌اید.» این جمله را از دو جهت می توان بررسی کرد: اول نزدیک شدن به صورت فیزیکی است. به طوری که با استفاده از لنزهای کوتاه‌تر (وایدتر) به موضوع نزدیک شدن و حال و هوای مکان و زمان را به دست آوردن و دوم نزدیک شدن از لحاظ حسی است؛ بودن با موضوع، درک کردن و قرار دادن خود در جایگاه او باعث می‌شود تا هم عکس بهتری بگیریم و هم ابعاد انسانی یک موضوع را حفظ کنیم.

بهره‌گیری از خط افق

از خط افق برای تراز کردن عکس‌هایتان استفاده کنید. دوربین را موازی خط افق قرار دهید تا کار تراز شدن عکس‌تان انجام شود. اگر در عکس‌تان خط افق نمی‌بیند‌، استفاده از خطوط عمودی دیوار بناها به تراز کردن عکس‌تان کمک می کند.

دسته‌ها
آموزش

آموزش عکاسی (۸): کادربندی ‪و ترکیب‌بندی اول

در این گفتار به بررسی اصول کادربندی و ترکیب‌بندی در عکاسی می‌پردازیم و اصولی را تشریح می‌کنیم که با رعایت آن می‌توان کیفیت عکس‌ها را به‌طور محسوسی افزایش داد.

شاید پس از نگاه کردن به برخی عکس‌ها از خودتان پرسیده باشید دلیل اینکه آن عکس چشم را زودتر به سمت خود می‌کشاند یا اینکه در یک لحظه تمام توجه‌تان را جلب می‌کند چیست؟

باید یادمان باشد عکس خوب به سادگی به دست نمی‌آید و علاوه بر تجربه عکاس، اصول اساسی را باید در لحظه ثبت عکس رعایت کرد تا عکسی خوب به دست آید. این اصول نه تنها سخت و پیچیده نیستند بلکه هر روزه ما بدون اینکه خود بدانیم با آن‌ها سر و کار داریم. در این گفتار برخی از این اصول و قوانین را با یکدیگر مرور می‌کنیم تا به چگونگی ثبت یک عکس خوب برسیم.

برای گرفتن یک عکس خوب باید عواملی را رعایت کنیم که به آنها اصول کادربندی و ترکیب‌بندی گفته می‌شود. سایز کادر یک دوربین ۳۵ میلیمتری ، ۲۴ میلیمتر در ۳۶ میلیمتر است. یعنی تصویری که از داخل یک دوربین استاندارد دیده می‌شود به این اندازه است. این بهترین تصویری است که چشم انسان می‌بیند و به آن نسبت ۲در ۳ هم گفته می‌شود. در این کادر نقاطی هستند که چشم انسان بیشتر به آن سمت کشیده می‌شود و به نقاط طلایی مشهورند.

نقاط طلایی: اگر یک کادر مستطیل به نسبت ۲ در ۳ را به سه قسمت مساوی از هر دو طرف تقسیم کنیم، چهار نقطه در آن به یکدیگر برخورد می‌کنند که به نقاط طلایی مشهورند (عکس پایین). در یک عکس، عکاس سعی می‌کند که موضوع اصلی خود را دست‌کم در یکی از این نقاط طلایی قرار دهد. در کشورهایی که از سمت راست به چپ می‌نویسند و می‌خوانند، سوژه را برای راحتی بیشتر بیننده در نقاط راست و در کشورهایی که از سمت چپ به راست می‌نویسند موضوع اصلی را در نقاط طلایی سمت چپ قرار می‌دهند.

این قاعده در مورد نقاط طلایی در عکس‌های عمودی نیز صدق می‌کند.

نقاط طلایی در عکس‌های عمودی

نقاط طلایی در عکس‌های عمودی

به روش کادربندی در عکاسی قانون «یک سوم» نیز گفته می‌شود. در دوربین‌های دیجیتال جدید اگر با دقت به داخل ویزور دوربین نگاه کنید، علامت‌هایی را می‌بینید که برای راحتی کار عکاس این نقاط طلایی را مشخص کرده‌اند. البته با ممارست در عکاسی و افزایش تجربه، بدون اینکه دیگر دقتی به نقاط طلایی بکنید خود به خود موضوع اصلی عکس‌تان را در همین نقاط قرار می‌دهید. در عکس‌های پرتره که از صورت گرفته می‌شود و کل کادر با آن پر می‌شود دیگر نیازی به قرار دادن سوژه در نقاط طلایی نیست، زیرا چهره فرد کل عکس را پوشانده و تمامی ‌نقاط طلایی را در برگرفته است. این چهار خط کشیده شده به خطوط طلایی معروف هستند.

یادتان باشد موضوع اصلی در عکس‌هایتان را در وسط عکس و یا گوشه‌های کادر نگذارید. در عکس پایین قرار گرفتن هواپیما که سوژه ی اصلی این عکس است در گوشه‌ی کادر باعث شده تا فضای اضافی زیادی از آسمان، چشم را از سوژه ی اصلی دور کند.

افقی یا عمودی؟

انتخاب کادر افقی و یا عمودی یکی دیگر از اصول ترکیب بندی است که به عکاس کمک می‌کند تا عکسی بهتر بگیرد و همچنین به بیننده اجازه می‌دهد در کوتاه‌ترین فرصت عکس را بهتر ببیند. در عکس افقی آرامش بیشتری وجود دارد و معمولا برای عکاسی از چشم اندازها استفاده می‌شود.

اما در کادر عمودی بر ایستایی عکس بیشتر تاکید می‌شود. در عکس روبرو اگر از کادر افقی استفاده می‌شد قسمت زیبای این دالان از بین می‌رفت و همین‌طور در عکس بالا استفاده از کادر عمودی باعث می‌شد تا بخش بزرگی از این طبیعت زیبا در عکس دیده نشود.

فضاهای خالی اضافی

بسیاری از کسانی که تازه دوربین به دست می‌گیرند مقدار زیادی از عکس‌هایشان فضای خالی دارد که بر روی کادربندی آنها اثر می‌گذارد. همواره وجود فضای خالی در یک عکس باید دلیل داشته باشد. عکاسان حرفه‌ای که برای روزنامه‌ها و مجلات عکاسی می‌کنند، نقاط خالی در عکس قرار می‌دهند تا سردبیر روزنامه و یا صفحه آرا بتواند تیتر احتمالی ای یا نوشته‌ای مربوط به آن را بر روی عکس قرار دهد تا هم به زیبایی آن اضافه کند و هم فضای کمتری را در جریده اشغال کند.

در عکس بالا فضای بیش از اندازه سفید رنگ آسمان باعث می‌شود که سوژه اصلی که این مسجد است کمتر دیده شود. اما در عکس پایین با کمی برش از بالا و کناره‌ها، تاکید بر سوژه اصلی بیشتر می‌شود.

اگر امکان این وجود ندارد که به موضوع اصلی نزدیک شوید می‌توانید از لنز تله‌فتو استفاده کنید. همان‌طور که فضای خالی بیش از اندازه در عکس درست نیست، نزدیک شدن بیش از اندازه به موضوع هم چشم‌نواز نیست.