دسته‌ها
آموزش

آموزش عکاسی (۸): کادربندی ‪و ترکیب‌بندی اول

در این گفتار به بررسی اصول کادربندی و ترکیب‌بندی در عکاسی می‌پردازیم و اصولی را تشریح می‌کنیم که با رعایت آن می‌توان کیفیت عکس‌ها را به‌طور محسوسی افزایش داد.

شاید پس از نگاه کردن به برخی عکس‌ها از خودتان پرسیده باشید دلیل اینکه آن عکس چشم را زودتر به سمت خود می‌کشاند یا اینکه در یک لحظه تمام توجه‌تان را جلب می‌کند چیست؟

باید یادمان باشد عکس خوب به سادگی به دست نمی‌آید و علاوه بر تجربه عکاس، اصول اساسی را باید در لحظه ثبت عکس رعایت کرد تا عکسی خوب به دست آید. این اصول نه تنها سخت و پیچیده نیستند بلکه هر روزه ما بدون اینکه خود بدانیم با آن‌ها سر و کار داریم. در این گفتار برخی از این اصول و قوانین را با یکدیگر مرور می‌کنیم تا به چگونگی ثبت یک عکس خوب برسیم.

برای گرفتن یک عکس خوب باید عواملی را رعایت کنیم که به آنها اصول کادربندی و ترکیب‌بندی گفته می‌شود. سایز کادر یک دوربین ۳۵ میلیمتری ، ۲۴ میلیمتر در ۳۶ میلیمتر است. یعنی تصویری که از داخل یک دوربین استاندارد دیده می‌شود به این اندازه است. این بهترین تصویری است که چشم انسان می‌بیند و به آن نسبت ۲در ۳ هم گفته می‌شود. در این کادر نقاطی هستند که چشم انسان بیشتر به آن سمت کشیده می‌شود و به نقاط طلایی مشهورند.

نقاط طلایی: اگر یک کادر مستطیل به نسبت ۲ در ۳ را به سه قسمت مساوی از هر دو طرف تقسیم کنیم، چهار نقطه در آن به یکدیگر برخورد می‌کنند که به نقاط طلایی مشهورند (عکس پایین). در یک عکس، عکاس سعی می‌کند که موضوع اصلی خود را دست‌کم در یکی از این نقاط طلایی قرار دهد. در کشورهایی که از سمت راست به چپ می‌نویسند و می‌خوانند، سوژه را برای راحتی بیشتر بیننده در نقاط راست و در کشورهایی که از سمت چپ به راست می‌نویسند موضوع اصلی را در نقاط طلایی سمت چپ قرار می‌دهند.

این قاعده در مورد نقاط طلایی در عکس‌های عمودی نیز صدق می‌کند.

نقاط طلایی در عکس‌های عمودی

نقاط طلایی در عکس‌های عمودی

به روش کادربندی در عکاسی قانون «یک سوم» نیز گفته می‌شود. در دوربین‌های دیجیتال جدید اگر با دقت به داخل ویزور دوربین نگاه کنید، علامت‌هایی را می‌بینید که برای راحتی کار عکاس این نقاط طلایی را مشخص کرده‌اند. البته با ممارست در عکاسی و افزایش تجربه، بدون اینکه دیگر دقتی به نقاط طلایی بکنید خود به خود موضوع اصلی عکس‌تان را در همین نقاط قرار می‌دهید. در عکس‌های پرتره که از صورت گرفته می‌شود و کل کادر با آن پر می‌شود دیگر نیازی به قرار دادن سوژه در نقاط طلایی نیست، زیرا چهره فرد کل عکس را پوشانده و تمامی ‌نقاط طلایی را در برگرفته است. این چهار خط کشیده شده به خطوط طلایی معروف هستند.

یادتان باشد موضوع اصلی در عکس‌هایتان را در وسط عکس و یا گوشه‌های کادر نگذارید. در عکس پایین قرار گرفتن هواپیما که سوژه ی اصلی این عکس است در گوشه‌ی کادر باعث شده تا فضای اضافی زیادی از آسمان، چشم را از سوژه ی اصلی دور کند.

افقی یا عمودی؟

انتخاب کادر افقی و یا عمودی یکی دیگر از اصول ترکیب بندی است که به عکاس کمک می‌کند تا عکسی بهتر بگیرد و همچنین به بیننده اجازه می‌دهد در کوتاه‌ترین فرصت عکس را بهتر ببیند. در عکس افقی آرامش بیشتری وجود دارد و معمولا برای عکاسی از چشم اندازها استفاده می‌شود.

اما در کادر عمودی بر ایستایی عکس بیشتر تاکید می‌شود. در عکس روبرو اگر از کادر افقی استفاده می‌شد قسمت زیبای این دالان از بین می‌رفت و همین‌طور در عکس بالا استفاده از کادر عمودی باعث می‌شد تا بخش بزرگی از این طبیعت زیبا در عکس دیده نشود.

فضاهای خالی اضافی

بسیاری از کسانی که تازه دوربین به دست می‌گیرند مقدار زیادی از عکس‌هایشان فضای خالی دارد که بر روی کادربندی آنها اثر می‌گذارد. همواره وجود فضای خالی در یک عکس باید دلیل داشته باشد. عکاسان حرفه‌ای که برای روزنامه‌ها و مجلات عکاسی می‌کنند، نقاط خالی در عکس قرار می‌دهند تا سردبیر روزنامه و یا صفحه آرا بتواند تیتر احتمالی ای یا نوشته‌ای مربوط به آن را بر روی عکس قرار دهد تا هم به زیبایی آن اضافه کند و هم فضای کمتری را در جریده اشغال کند.

در عکس بالا فضای بیش از اندازه سفید رنگ آسمان باعث می‌شود که سوژه اصلی که این مسجد است کمتر دیده شود. اما در عکس پایین با کمی برش از بالا و کناره‌ها، تاکید بر سوژه اصلی بیشتر می‌شود.

اگر امکان این وجود ندارد که به موضوع اصلی نزدیک شوید می‌توانید از لنز تله‌فتو استفاده کنید. همان‌طور که فضای خالی بیش از اندازه در عکس درست نیست، نزدیک شدن بیش از اندازه به موضوع هم چشم‌نواز نیست.

دسته‌ها
آموزش

آموزش عکاسی (۴): دیافراگم و عملکرد آن‬

در این گفتار، دیافراگم و نحوه عملکرد آن را تشریح خواهیم کرد. درک نحوه عملکرد دیافراگم و نسبت آن با عمق میدان وضوح، از جمله مسائلی است که به بهبود کیفیت عکاسی کاربر کمک شایانی خواهد کرد.

همان‌طور که در گفتار قبل توضیح داده شد، ساختمان درونی بدنه دوربین به گونه‌ای طراحی شده که نور پس از گذشتن از عدسی‌های مختلف درون لنز، به داخل بدنه دوربین می‌رسد. داخل بدنه دوربین پنج قسمت حساس و مهم وجود دارد که عکس را ابتدا به چشم بیننده رسانده و بعد با فشردن دکمه عکس‌برداری (شاتر) آن را ثبت می‌کند: آینه، منشور، چشمی، پرده شاتر و صفحه حساس.

  1. آینه: یک آینه کوچک به صورت مورب (۴۵ درجه) در پشت لنز قرار دارد ‪که نور را به بالا تابانده و وارد منشور می‌کند. با فشردن دکمه عکس‌برداری (شاتر) آینه به بالا می‌رود تا نور بر روی صفحه حساس که فیلم یا سنسور دیجیتالی است، ثبت شود.
  2. منشور: از آنجا که تصویر پس از تابیدن به آینه به صورت معکوس است‌، صفحه‌ای نیمه شفاف و پنج ضلعی در بالای آینه، این تصویر را در دو جهت افقی و عمودی می‌چرخاند به طوری که تصویر، هم‌جهت با سوژه واقعی به چشم عکاس برسد. منشور این کمک را هم به عکاس می‌کند که از پشت دوربین به سوژه‌اش نگاه کند و نیازی به نگاه کردن از بالا مانند دوربین‌های قطع بزرگ یا متوسط نداشته باشد.
  3. چشمی: ویزور، چشمی‌ و نمایاب اسامی‌ای هستند برای دریچه‌ای که عکاس سوژه‌اش را پس از بازتاب‌ها و گذر از عدسی‌های لنز، می‌تواند به راحتی و واقعی ببیند. در دوربین‌های پیشترفته کنونی قطعه کوچکی در کنار چشمی‌ قرار دارد و به افرادی که چشمان آنها دوربین یا نزدیک‌بین است کمک می‌کند تا بتوانند با تغییر آن بدون عینک‌، عکاسی کنند.
  4. پرده شاتر: قسمت حساس دیگری که در دوربین قرار دارد‌، پرده شاتر است که معمولا از جنس پارچه‌ای خاص و یا فلز است. این پرده بر روی صفحه حساس و زیر آینه قرار دارد و مانع از رسیدن نور به صفحه حساس می‌شود. با فشرده شدن دکمه شاتر، آینه و پرده شاتر هم‌زمان بالا رفته و تصویری که به چشم می‌رسید، بر روی صفحه حساس ثبت می‌شود و برای چند ثانیه یا کسری از ثانیه‌، آینه‌، راه نور و تصویری که به چشم عکاس می‌رسید را می‌بندد. مهمترین کار پرده شاتر تعیین مقدار زمانی است که نور باید به صفحه حساس برسد. هرچقدر نوری که در آن محیط عکاسی می‌کنیم کمتر باشد مقدار باز ماندن این پرده بیشتر و هرچقدر نور محیط بیشتر باشد این مقدار کمتر خواهد بود. سرعت باز و بسته شدن پرده شاتر با اندازه دیافراگم، نسبت عکس دارد.
  5. دیافراگم: داخل لنزها قطعه‌ای قرار دارد به نام دیافراگم که اندازه نور را برای رسیدن به صفحه حساس ( نگاتیو‌، یا حسگرهای دیجیتالی) کنترل می‌کند. این تیغه‌های نازک که عموما برای طول عمر بیشتر فلزی هستند‌، همچون مردمک چشم عمل می‌کنند. به گونه‌ای که با باز و بسته شدن‌، مقدار نوری که باید به صفحه حساس برسد را کنترل و نیز بر عمق میدان در عکس افزوده یا از آن می‌کاهند. هرچه‌قدر این تیغه‌ها بسته‌تر باشند نور کمتری به صفحه حساس رسیده و عمق میدان افزایش پیدا می‌کند و بالعکس.

دیافراگم در هر لنز با عددی شناخته می‌شود (F) و عدد دیافراگم حاصل تقسیم فاصله کانونی لنز بر قطر دیافراگم است که این دو عدد هر دو برحسب میلیمتر هستند. بازترین دیافراگم در حال حاضر عدد ۱ را دارد ( هرچند که شرکت‌های تولیدکننده لنز‌ها همواره در تلاش‌اند که این عدد را به حداقل برسانند.) ۱/۴، ۲، ۲/۸، ۴‌، ۵/۶‌، ۸‌، ۱۱‌، ۱۶‌، ۲۲ و ۳۲ و …. اعدادی هستند که بر روی دهانه لنزها دیده می‌شوند. هرچقدر این عدد کمتر باشد‌، یعنی دیافراگم بازتر و میزان نوری که دریافت می‌کند بیشتر است؛ به همین دلیل عمق میدان کاهش پیدا می‌کند. از خصوصیت لنزها با عدد دیافراگم کم می‌توان به بالا رفتن شفافیت یا شارپنس عکس‌، عکاسی آسان تر در نور کم به‌خصوص در شب و کم‌حجم بودن آنها اشاره کرد، هرچند عکاسی با این نوع لنزها عموما دشوارتر و قیمت این لنزها هم گران‌تر است.
از عدد ۵/۶ و بیشتر‌، عمق میدان در عکس شکل می‌گیرد‌، یعنی هرچه عدد بالاتر می‌رود پس‌زمینه و پیش‌زمینه عکس واضح‌تر می‌شود.

در گفتار بعد درباره سرعت شاتر و عملکرد آن صحبت خواهیم کرد.

دسته‌ها
آموزش

آموزش عکاسی (۳): ساختمان دوربین‌های گوناگون

در این گفتار به ساختمان دوربین‌ها می‌پردازیم که همان‌طور که گفته شد از دو بخش بدنه و لنز تشکیل شده است. انواع لنزها و مشخصات پایه‌ای آن را بررسی، و کاربردهای هر نوع لنز را تشریح می‌کنیم.

برای انتخاب و استفاده درست از لنزها به بهترین نحو ممکن، باید مشخصات پایه‌ای آنها را بشناسیم: وضوح، زاویه دید، عمق میدان و پرسپکتیو، از جمله ویژگی‌هایی است که بسته به نوع لنز و کارکرد مورد انتظار کاربر، متفاوت است.

وضوح: وضوح تصویری هر لنز به نکات مختلفی مانند اندازه دهانه لنز (که معمولا بر روی لنز نوشته شده است)، نوع عدسی‌هایی که در آن به‌کار رفته است، کارخانه سازنده، خطاهای رنگی و انحراف تصویری بستگی دارد.

زاویه دید: مقدار فضا و زاویه دیدی را که یک لنز می تواند پوشش دهد.

عمق میدان: که نسبت مستقیم با اندازه دیافراگم دارد.

پرسپکتیو: اگر فاصله دوربین تا سوژه را ثابت نگاه دارید، پرسپکتیو برای تمام لنزها یکسان است. با این فرض لنزهای “واید” دامنه بیشتری را پوشش می دهند و تمایل به اغراق در پرسپکتیو دارند و بالعکس در لنزهای “تله فوتو” اجزای تصویری را به هم فشرده و به اصطلاح تخت می کنند.

انواع لنزها

به طور کلی شش نوع لنز وجود دارد:

  1. لنزهای نرمال: به این نوع لنز‌ها از آنجایی که زاویه دیدی همانند چشم انسان دارند و در پرسپکتیو و زاویه دید اغراق نمی‌کنند، لنز نرمال یا “۵۰میلی‌متری” گفته می‌شود. زاویه دید چشم انسان تقریبا ۱۳۰درجه است که زوایایی بین ۴۵درجه افقی و ۲۶درجه عمودی را کاملا واضح و آشکار تشخیص می‌دهد. لنزهای نرمال هم تقریبا همین دامنه را پوشش می‌دهند. معمولا این لنزها را با شماره ۵۰که فاصله کانونی لنز است می‌شناسند و لنزهایی با فاصله کانونی بین ۴۰تا ۵۸میلیمتر هم در رده لنزهای نرمال قرار می‌گیرند. فاصله کانونی لنز نرمال در دوربین‌هایی با قطع‌های متفاوت با یکدیگر تفاوت دارد.
  2. لنزهای واید: به لنزهایی گفته می‌شود که فاصله کانونی آنها کمتر از لنز نرمال باشد و زاویه دید بیشتری را پوشش دهد. این نوع لنزها در پرسپکتیو و زاویه دید اغراق می‌کنند و در مواقعی که فضا برای مانور عکاس کم باشد یا بخواهد فضای بیشتری را در عکس خود جا بدهد، یا عمق میدان بیشتری داشته باشد، از این لنز استفاده می‌کند. کمترین فاصله کانونی این لنزها ۸میلی‌متر است که به لنزهای چشم ماهی (Fish Eye) مشهور است. این لنزها قابلیت عکاسی ۱۸۰درجه یا بیشتر را هم دارند.
  3. لنزهای تله فتو: درست برعکس لنزهای واید، به لنزهایی که فاصله کانونی آن ها از لنز نرمال بیشتر باشد لنز تله فتو می‌گوییم. لنز تله از نظر شکل ظاهری طویل بوده و فاصله کانونی بلندی دارد که دارای زاویه دید کوتاه است و برای عکس‌برداری از فواصل دوری که نزدیک شدن به آنها مشکل است، کاربرد دارد. این نوع لنزها عمق میدان تصویر را می‌گیرند و فواصل دور و نزدیک را به یکدیگر نزدیک می‌کنند.
  4. لنزهای زوم: این لنزها دارای فواصل کانونی متغیر هستند و به همین خاطر زاویه دید آنها نیز متغیر است. لنز زوم می‌تواند ترکیبی از لنز واید به تله فتو مثل ۱۸-۲۰۰میلی‌متر، واید به واید مثل ۱۷-۳۵میلی‌متر، تله فتو به تله مثل ۷۰-۲۰۰میلیمتر و بردهای دیگری باشد. به همین خاطر در میان عکاسان مورد استقبال بیشتری قرار گرفته است. عیب این لنزها این است که نسبت به لنزهای ثابت واید یا تله سنگین‌تر هستند، فضای بیشتری را اشغال می‌کنند و شفافیت یا “شارپنس” کمتری دارند. هر چند که شرکت‌های سازنده این نوع لنزها هر روزه در تلاش‌اند تا این نقایص را به حداقل برسانند.
  5. لنزهای ماکرو: این نوع لنزها برای عکاسی از سوژه‌های بسیار کوچک مانند عکاسی از حشرات یا موجودات بسیار ریز، ثبت تصویر اشیاء ارزشمندی نظیر سکه‌ها، جواهرات یا تمبرها ساخته شده‌اند. به علت این‌که فاصله لنز و سوژه گاهی اوقات به کمتر از یک سانتی‌متر می‌رسد، در نتیجه عکاس نور بیشتری برای عکاسی نیاز دارد و باید با منابع مختلف نوری سعی در جبران کم‌نوری کند. استفاده از یک پایه محکم برای این نوع عکاسی ایده بسیار خوبی است. به این نوع عکاسی، “ماکرو فتوگرافی” گفته می‌شود.